نظر علي الطالقاني

340

كاشف الأسرار ( فارسى )

نباشد . و هم تطيّرات و تفؤلات با آنكه كشف از واقع نمىكند و واقعى ندارد به توجّه نفوس و تخيّلات و اعتقادات خود امرى مىشود مؤثر و واقع ، چنانچه مىبينى كه چشم بد تأثير مىكند . پس فائدهء فال نيك اين است كه باعث سرور مؤمن است و به خيال خير و اعتقاد هم اثر خير مىبخشد و فائدهء توكل علاوه بر تأثير و رفع شر ، تكميل و تقرب و ثواب اخروى است . پس اى عزيز هرگز فال بد مزن و برادر مؤمن را محزون مكن و به خيال بد مينداز ، اگر چه اعتقاد خودت غير آن باشد ، و هميشه خير خواه باش . خاتمه از آنچه مكرر بيان كرديم كه هر ذى شعورى را اگر چه پشه باشد قدرتى است و قدرت هر ذى شعور تا تصور كار و فائده نكند محال است كه اثرى داشته باشد ، ظاهر و هويدا شد كه اختيار و شعور لازم دارند همديگر را . پس آنجا كه شعور نيست قدرت و اختيار نيست بلكه محض ايجاب و اضطرار است و آن منحصر است به عالم اجسام و معادن و نبات ، و آنجا كه قدرت و اختيار نيست شعور نيست . حال بدان كه اگر ذى شعور را اكراه و اجبار نمايند هم محال است بدون اختيار كارى نمايد . پس اگر به تو گويند حكما اين كار را بكن لا بد خواهى تأمل نمود كه امر من داير بين محذورين است ، اگر بكنم ضررى است و اگر نكنم خواهد مرا اذيت كرد و ضرر رسانيد ، پس ببينم ضرر كدام يك از دو طرف بيشتر است تا او را ترك كنم و كدام يك كمتر است تا او را مرتكب شوم . پس باز به اختيار و اراده و مصلحت بينى يك طرف را اختيار نمائى . پس فهميدى كه جبر و اكراه در فقه و فروع غير از جبر و ايجاب در اصول دين است . باز بدان كه بسيارى از مطالب را در اين كتاب در چند موضع ياد كرده‌ايم و در هر موضع بيان تازه و فائدهء بىاندازه به كار برده‌ايم و چون جمع آيد معلوم شود كه با اين اختصار چگونه هر يك را به مقام وضوح و بداهت رسانده‌ايم و هو الموفّق و المعين . اميد از ناظران اين كتاب آن است كه اين گناهكار خطاكردار را به عفو و طلب مغفرت حيّا و ميّتا ياد نمايند و به قاعدهء تخلّقوا باخلاق اللّه ستّارى را شيوهء خود سازند و عيب‌پوشى نمايند . و الحمد للّه اوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا و الصّلاة و السّلام على خير خلقه محمّد و آله اوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا . قد تمّ فى ثانى شهر شوال المكرم سنة 1283 .